تورم، قیمت سهام و شاخص سهام

نرخ تورم با افزایش قیمت‌ها یک رابطه مستقیم دارد بدین منوال که براساس علم اقتصاد ارزش دارائیها ر هر سال نسبت به سال قبل حداقل معادل نرخ تورم افزایش می‌یابد لذا افزایش در قیمت داراییهای شرکت که موجب افزایش بهای سهام می‌گردد در همین رابطه قابل بحث و گفتگوست بطور مثال نرخ فزاینده تورم در سال گذشته که ماحصل آن کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم بود مستقیماً نرخ سهام بسیاری شرکتهای بورسی را بالا برد علیرغم آنکه گفته می‌شود این افزایش ارزش ناشی از انتظار در قیمت جایگزینی در داراییها ایجاد شده در واقع این افزایش حاصل تأثیر نرخ تورم در بازدهی اسمی سهام بوده درحالی که بازدهی واقعی تغییر چندانی نمی‌کند.

تحقیقات مختلف جهانی بعمل آمده پیرامون سپر سهام و تورم که در ایران مورد استفاده قرار گرفته فراموش می‌کنند که فضای اقتصادی آن تحقیقات و فضای اقتصادی ایران دارای مختصات کاملاً متفاوت بوده لذا نتیجه‌گیری‌های آن تحقیقات لزوماً قابل بسط و استفاده در ایران نیست بطور مثال کارکرد اقتصاد رقابتی با کارکرد اقتصادی سرمایه‌داری دولتی انحصاری اساساً متفاوت می‌باشند اما می‌توان از آن نتایج استفاده تئوریک جهت بسط دانش نظری ‌کرد. بنظر اینجانب ویژگی بازار سرمایه ایران آنست که اولاً برخلاف همۀ تبلیغات و شعارها اولاً دولتی است (نگاه کنید کل بازار سرمایه در چنبرۀ سه الی چهار شرکت دولتی و شبه دولتی است) لذا اساساً ما دارای یک بورس دولتی هستیم که می‌خواهد ادای یک بورس خصوصی را در بیاورد. بورس ایران حتی این قابلیت را دارد که راساً شاخص را بالا و پایین کند امری که در هیچ بورسی امکان‌پذیر نیست. با این مقدمه می‌توان نتیجه گرفت

اولاً- تورم قاعدتاً باید بر بازده سهام اثرگذار باشد، ثانیاً تورم قاعدتاً باید در مورد سود شرکتهائی که توانائی افزایش قیمت بیش از نرخ تورم را دارا هستند، اثرگذار باشد.

ثالثاً تورم به تنهایی نمی‌تواند P/E را تحت تأثیر قرار دهد مگر آنکه عوامل غیر از تورم چنین عملی را انجام دهند.

از طرف دیگر عرضه بیش از اندازه پول (نقدینگی 4200 میلیارد تومانی) که موجب افزایش نرخ بهره می‌شود در جریانات نقدی تأثیر می‌گذارد که این به نوبه خود باعث کاهش قیمت سهام خواهد شد اما در ایران در دو سال گذشته این فرمول برعکس شده است جالب آنکه در اوایل دولت نهم تا سه ساله اول دورۀ اول (87-84) بعلت تعبیر رئیس دولت از بازار سرمایه، بازار دچار تکانه شده بود ولی بعدها که خود دولت سکاندار اصلی بازار شد عملاً شاهد رونق کاذبی در بازار شده‌ایم که از دیدگاه اینجانب حتی اگر حباب نباشد نوعی «گرم‌سازی بازار» می‌باشد. در مورد تغییرات نرخ ارز به ویژه در ارتباط با شرکتهائی غیرصادراتی بصورت منفی شدید و در مورد شرکتهای صادراتی (چنانچه بتوانند به ارز صادراتی دسترسی داشته باشند) بصورت مثبت عمل کرده علیرغم آنکه این تغییرات نمی‌تواند بلندمدت باشد زیرا در بلندمدت چنانچه ارابه اقتصاد به «ریل برنامه‌ریزی علمی» بازنگردد ارابه و ارابه‌ران را واژگون خواهد کرد. تجربه مالزی و اندونزی در دهه نود می‌تواند مثال خوبی در این مورد باشد.

گفته می‌شود از دیدگاه سنتی سهام یک «سپر تورمی» قلمداد می‌شود و با افزایش نرخ تورم نرخ سهام نیز همچون سایر دارائیها افزایش می‌یابد اما دیدگاههای نوین شواهد مستندی را ارائه کرده‌اند که بازدهی سهم لزوماً با نرخ تورم افزایش نمی‌یابد کما اینکه در حال حاضر در بورس ایران نیز این موضوع حداقل در مورد شرکتهای خودروساز و سهام بخش‌های صنعتی ثابت شده است. دلیل دیگر آن است که افزایش در بازدهی موجب افزایش نرخ موثر مالیاتی شده که خنثی‌کننده تأثیر تورم خواهد شد. البته فراموش نکنید که چنانچه در سال گذشته بجای خرید سهام، هر نوع ملک و مستغلات خریداری کرده باشید حداقل تا دو برابر افزایش بازدهی داشته‌اید که در بورس چنین فرضی صرفاً در مورد سه الی چهار سهم صادق است!! آنهم با عدم شفافیت اطلاعاتی.

با توجه به مولفه‌ها و مختصات واقعی اقتصاد کشور (و نه آمارهای نادرست دولتی) وزن ارزی بورس در سال 1391 نسبت به سال قبل نه تنها افزایش نیافته که کاهش یافته است (210 هزار میلیارد براساس نرخ ارز آزاد معادل 60 میلیارد دلار در مقابل 110 میلیارد دلار قبل)، لذا چنانچه بخواهیم براساس مبانی تئوریک منبعث از تجربیات دو دهه اخیر بازار سرمایه قضاوت کنیم قاعدتاً قیمت سهام باید حداقل معادل نرخ تورم افزایش یابد (به استثنای افزایش سهام ناشی از عملکردهای فوق‌العاده و افزایش قیمت سهام ناشی از عدم شفافیت و ... که اخیراً در بورس فراوان دیده شده است) بنابراین و بدون شک در شرایط کنونی افزایش شاخص و رشد بادکنکی آن اساساً ناشی از نوسانات نرخ ارز (و نه عملکرد و مدیریت بنگاهها) بوده که نشان می‌دهد بازدهی واقعی بورس چندان رضایت‌بخش نیست و عدد شاخص به هیچ عنوان بیانگر وضعیت بهتر نمی‌باشد و تورم بورس را در هم پاشیده اما «کو چشم بینا و گوش شنوا». لذا بطور قطعی می‌توان گفت در شرایط کنونی که افزایش قیمت ارز، قیمت اسمی سهام را افزایش داده و عملاً پدیدۀ سپر تورمی رخ داده و نباید چندان از این موضوع و خوشحال باشیم زیرا به قول مولوی «صدایش صبح در می‌‌آید».

 

/ 0 نظر / 6 بازدید