خاورمیانه از دیگاه حسابداری

"حسابداری در خاورمیانه"

   غلامحسین دوانی

     عضو جامعه حسابداران رسمی ایران

 

موضوع فروپاشی کشورهای خاورمیانه (عراق، لیبی، یمن، مصر و ...) و حمله به سوریه هم در چارچوب طرح خاورمیانه جدید که دوره حمله به عراق از طرف جورج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا مطرح و توسط آقای باراک اوباما اجرائی شد قابل تبین و تفسیر است نگارنده در مقاله "تقلب، حرفه و شفاف‌سازی مندرج در روزنامه سرمایه 7/3/1385 یادآور شده بودم."

"حوادث دو سال گذشته پیامدهای مهمی برای اقتصاد جهانی به همراه داشته که در حال حاضر در پس غبار انفجارهای بغداد و کابل ترسیم چارچوب آن چندان مشکل نیست. جهانی‌سازی توام با اعمال فشار، تغییر جغرافیایی منطقه و حضور بلامنازع آمریکا در خلیج‌فارس به منظور راهبرد منطقه در چارچوب یک پیمان سیاسی، اقتصادی بر علیه اروپا و محور آتی روسیه- چین و هندوستان کلیات این چارچوب را تشکیل می‌دهند."

اینک که فرضیه مذکور در حال تحقق است شناخت مؤلفه‌های فعلی اوضاع منطقه لازم و ضروری است."

واقعیت آن است که بررسی اجمالی کشورهای خاورمیانه از دیدگاه حسابداری نشان‌دهنده سنگینی بیش از حد سمت راست ترازنامه (دارایی‌های مالی کشورهائی نظیر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، لیبی، الجزایر، ایران)، نسبت به بدهی‌های کشورهای فوق می‌باشد. حجم صندوق ذخایر ارزی کشورهای فوق بالغ بر 2.214 میلیارد دلار در قبال 440 میلیارد دلار بدهی خارجی و مجموع تولید ناخالص داخلی خاورمیانه در سال 2012 بالغ بر 4.241 میلیارد دلار می‌باشد که تبهکاران و کرکس‌های مالی جهانی برای غارت این منابع نقشه خاورمیانه جدید (Middle East New Road  ) را مطرح کرده‌اند.

واقعیت آن است که حجم بدهی‌های خارجی کشورهای خاورمیانه‌ای در مقایسه با سایر کشورهای جهان بسیار ناچیزست لذا ادامه وضعیت فعلی و توانمندی مالی کشورهای خاورمیانه‌ای در یک‌دوره پنجساله می‌تواند گرایشات گریز از مرکز این کشورها را تشدید نماید. از دیدگاه حسابداری چنین ترازنامه‌ای تعادل نداشته و برای تعادل وضعیت حسابهای آن بزرگ سرمایه‌داران جهانی مدتهاست به بررسی پیداکردن راهکاری جهت فزونی بخش بدهی خارجی این کشورها و غارت منابع ارزی آنها و در نتیجه تعادل حساب ترازنامه‌ای آنها مشغولند. با توجه بآنکه تاکنون هرگونه راهکارهای مالی و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای در برخی کشورهای خاورمیانه نتوانسه سمت راست ترازنامه آنان را کوچک نماید- و اتفاقاً با افزایش قیمت نفت هر روزه توانمندی بخش سمت راست ترازنامه‌ای فزونی می‌یابد.- لذا راهکار جنگ و ترغیب این کشورها جهت درگیر شدن در جنگ- تامین مالی جنگ- تنها راهکار ساده و یکباره خالی کردن صندوق ارزی آنان می‌باشد. در این میان عربستان سعودی و دو شیخ‌نشین ثروتمند امارات متحده عربی و قطر بعنوان پشتوانه مالی جنگ تلقی می‌شوند البته بدیهی است که عربستان در این میانه نقش اصلی را با پشتوانه صندوق ذخایر ارزی خود عهده‌دار شوددد که بهمین مناسبت حضور و نقش پررنگ عربستان در بحران‌های اخیر در مصر و عراق و سوریه بسیار چشمگیر باشد. مطالعات بعمل آمده نشان می‌دهد که آمریکا اولویت‌های سیاسی- اقتصادی آینده خود را در تقابل با گسترش و توسعه روز افزون قدرت اقتصادی چین و همچنین سربرآوردن اقتصاد روسیه بعنوان قدرت ششم اقتصادی مسلح به سلاح‌های اتمی می‌داند و برای برای کنترل قدرت اقتصادی چین، برزیل و هندوستان (اعضای موثر گروه BRICS) تنها راه عملی و آسان محروم کردن دسترسی ارزان آنها به منابع نفتی است که پایگاه صادراتی آن در خاورمیانه به شمار می‌رود.

شواهد بسیاری نشان می‌دهد که سوریه منطقه سوق‌الجیشی و دارای جغرافیای سیاسی- اقتصادی ویژه‌ای نمی‌باشد که مرکز تقارن برخوردهای نظامی قرار گیرد اما تسلط آمریکا بر عراق، همجواری اسرائیل با سوریه و همجواری سوریه با ترکیه بعنوان نماینده توسعه نئولیبرالی غرب در جنوب آسیا و همچنین قطع نفوذ ایران در منطقه، سوریه را به یک کانون محوری تبدیل نموده است. زیرا سوریه چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی در حال حاضر کانون قدرت بشمار نمی‌رود. جان‌کری وزیر امور خارجه آمریکا در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان در همین مورد به صراحت به کنگره یادآور شده که "کشورهای عربی دوست خاورمیانه نظیر عربستان، قطر و امارات متحده عربی تقبل زحمت تامین ملی جنگ سوریه را نموده‌اند." (ایسنا 14/6/1392) شکست جنبش‌های بهار عربی و نقش دوگانه آمریکا در این جنبش‌ها و نقش حیاتی مناطق جنوبی خاورمیانه که در ضلع جنوبی چین و آمریکا قرار دارند مجدداً سیاست‌گذاران تندرو آمریکائی را به ایجاد یک کمربند سبز به رهبری القاعده و طالبان و ... حول محور چین و روسیه سوق داده است. بسیاری بر این تصورند که آمریکا و کشورهای غربی با پای‌بندی بر دموکراسی در منطقه حضور دارند در حالیکه در کشورهای سرمایه‌داری منافع ملی در واقع منافع گروه‌های کنترل‌کننده جهان (صنایع نفت و جنگ) بوده و همین گروه‌ها و حامیان آنها (مراکز رسانه‌ای، مراکز دانشگاهی، شخصیت‌های موثر بین‌المللی و...)، نظریه‌های جنگ طلبی را در قالب گمراه کننده "نئولیبرالی" طراحی و در کشورها بدنبال پادوهای مجانی هستند در واقع تاریخ همه جنگ‌های پس از آغاز قرن بیستم بازارگشائی، تجدید بازارها و ساختارشکنی حصار ملی برای نفوذ سرمایه‌های بین‌المللی از طریق مقررات‌زدائی، بورس‌بازی و بسط و توسعه دارایی‌های مالی و ایجاد دارایی‌های موهوم کاغذی، غارت منابع و ثروت ملل بوده و هست. نگاهی به حجم بدهی‌های خارجی کشورهای ترکیه (331 میلیارد دلار)، برزیل (405 میلیارد دلار) مکزیک (218)، اندونزی (187)، شیلی (102)، آمریکا (6.737 میلیارد دلار)، فرانسه (5.633) آلمان (5.624)، ژاپن (2.719)، کانادا (1.188)، انگلستان (9.860 میلیارد دلار) همگی مؤید شاخصه‌های ناخوشایندی برای اقتصاد سرمایه‌داری نئولیبرالی از یکطرف و چشم‌دوختن رهبران این کشورها به راه‌اندازی جنگ برای انحراف افکار عمومی از این شاخصه‌های فلاکت بارست در چنین شرایطی تصویر جنگ در سوریه بدرستی قابل تبین و وضوح است. از یکطرف ثروت انباشته ملل در خاورمیانه غارت می‌شود، از طرف دیگر کنترل دسترسی غرب به منابع نفتی با ایجاد محور "عربستان، امارات، قطر، عراق و سوریه" تکمیل و کشورهای غیرآمریکائی منطقه زیر تشدید فشار برای شرایط همکاری بین‌المللی نئولیبرالی قرار می‌گیرند. ارقام دارائی‌های مالی کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه‌ای همچون طلای خیره‌کننده‌ای، چشمان حریص نئوکان‌ها و نئولیبرال‌ها را برای دسترسی به آن تحریک نموده که پشتوانه جنگ سوریه و ماجراهای مصر و لیبی و عراق از پازل‌های آن بوده‌اند. متاسفانه رهبران کشورهای در تیررس حوادث بجای درس‌آموزی و گسترش اصلاحات و دموکراسی که در بردارنده حمایت شهروندان از حکومتها باشد با پناه بردن به برنامه‌های نئولیبرالی و اقتدارگرائی مطلق با مردم خود عملاً خود و جامعه را به آستانه هلاکت و آسیب‌های جدی می‌کشانند که نمونه‌های "عراق، لیبی و یمن" می‌تواند همه قدرتمندان را به موقتی بودن حاکمیت اقتداری مطمئن سازد. لذا در شرایط کنونی مشارکت هر چه بیشتر مردم در فرآیند تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها و تجسم اراده ملت در حاکمیت میتواند بعنوان بزرگترین مانع و رادع برنامه‌های جنگ طلبانه قدرتهای بزرگ باشد. از دیدگاه حسابداری برای آنکه قدرتهای بزرگ نتوانند ترازنامه کشوری را بر هم زنند بهترین گزینتان است که داراییهای انسانی (ثروت انسانی) کشورها را در سمت راست ترازنامه نشان دهند که این ثروت اولاً لایزال بوده ثانیاً همین دارایی است که می‌تواند در قبال کلیه تهاجمات بیگانگان ایستادگی نماید.

/ 0 نظر / 4 بازدید