تندگاز شاخص بورس

تند گاز شاخص بورس

در حالی که عملکرد رشد اقتصادی کشور منفی و شاخص‌‌های کلیدی اقتصاد نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم همگی نامساعد و بعضاً منفی هستند.

اما روند افزایش شاخص بورس که ظاهراً هیچگونه ارتباطی هم به شاخصه‌های اقتصادی ندارد کماکان با جهش‌های دیوانه‌وار صعودی است!! به طوری که نرخ رشد شاخص حتی از نرخ جذب اعضای هیأت علمی (24000 عضو در عرض 8 سال) هم بیشتر می‌باشد!

جالب آنکه همه مسئولان سازمان بورس و بازار سرمایه هم با جدیت اعلام می‌‌دارند که روند صعودی شاخص‌های طبیعی است و آثار حبابی مشاهده نمی‌شود. دلیل اصلی این ادعا هم «انتظارات آتی فعالان بازار» و بویژه تأثیر سیاستهای اقتصادی دولت جدید می‌دانند! این ادعا از بیخ و بن نادرست و انحرافی است زیرا افزاایش صعودی شاخص‌ها قبل از تصدی دولت جدید و از دوران ریاست جمهوری سابق ادامه داشته که دلیل این افزایش در همان دوره نیز «انتظارات آتی سهامداران» ذکر می‌شد تنها موردی که به دولت جدید مربوط می‌شود سرعت افزایش شاخص بوده والا همگان می‌دانند که شاخص 21.000 واحدی سال 1384 قبل از تصدی دولت جدید در پایان سال 1391 به 38.041 واحد (25.906 = 1390) به حدود 55.000 واحد رسیده بود که رشدی معادل 261 درصد را نشان می‌دهد. جالب آنکه این افزایشها در دوره‌ای رخ گرفته که امروزه ثابت شد اقتصاد کشور از رشدی معادل 1/5 درصد منفی برخوردار بوده است!! یعنی بورسی که مشتمل بر شرکتهای بزرگ کشور که حامل GDP هستند دارای رشدی معادل 90 الی 9041 درصد برای برخی شرکتها اما  خود اقتصاد کشور دارای رشد منفی 1/5 درصدی است! جل الخالق!! احتمالاً کینز و آدام اسمیت و حضر آقای فریدمن هم باید بیایند ایران سهم بخرند تا متوجه شوند یافته‌های اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک ورقه‌ پاره‌‌ای بیش نیستند!! چرا که در تاریخ 26/7/1392 شاخص بورس 69.000 واحد، ارزش بازار سرمایه 340 هزار میلیارد تومان و حجم معاملاات روزانه بورس به 641 میلیارد تومان و تعداد سهامداران به 6.721.363 نفر رسیده است!نمایه ذیل تغییرات شاخص را از سال 1384 تا شهریورماه سالجاری نمایش می‌دهد:

تاریخ

شاخص بورس

1384

9.459

1385

9.821

1386

1.000

1387

7.966

1388

12.537

1389

14.000

1390

23.295

1391

37.667

تیرماه 92

50.000

 

بررسی آمار اخیر شاخص بورس نشان می‌دهد که از حدود 350 شرکت بورسی تعداد 101 شرکت دارای بازدهی (شامل افزایش قیمت Capital gain) بیش از یکصد درصد که 46 شرکت از این تعداد دارای بازدهی بیش از دویست درصد، 19 شرکت بیش از سیصد درصد، 8 شرکت بیش از 400 درصد و سه شرکت پالایش نفت تهران، پاکسان و لاستیک کویر تایر بیش از 600 درصد افزایش داشته‌اند!!

تجربه نگارنده و بررسی تجربیات قبلی بورس تهران (91- 1371) نشان می‌دهد که خبری هست!؟ صراحتاً اعلام نمائیم چگونه می‌شود شرکتی  سود هر سهم خود را 19 ریال و سپس 220 ریال و در حال حاضر 520 ریال اعلام کند!!

آیا ماشین حساب مدیر مالی شرکت دچار مشکل شده و صفرها را جابجا می‌کند؟ آیا قبل و بعد از واگذاری سهام مدیران ارشد و سهام واگذاری به از ما بهتران کنتر شده؟! آیا در افشای اطلاعات تقلب یا تخلف صورت گرفته که در شرایط که عامه مردم و جامعه کار و تولید کشور زیر فشار تحریم و افزایش قیمتها و اوضاع بغرنج اقتصادی کمر خرد کرده‌اند عده‌ای شش ماهه 904 درصد سود برده‌اند و یا می‌برند!! آیا دسترسی به اطلاعات محرمانه باعث افزایش ما نبوده است! آقایان اخم نکنند و خم هم به ابرو نیاورند که خوشبختانه دولتمردان جدید هم متوجه این بازی خطرناک شده‌‌اند. می‌گویند چون ارز رو به افول و بازار طلا کساد و بازار مسکن هم راکد شده همه پولهای سرگردان روانه بورس و در نتیجه شاخص از هجوم این همه پول وحشت زده شده و مرتباً رو به صعود می‌رود! جالب آنجاست که وقتی قیمت سهام رو به کاهش نهاد، رئیس کل بانک مرکزی شتابزده و وحشت‌زده اعلام کرد مثل شیر بر سر قیمت سه هزار تومانی ایستاده و کاهش نرخ ارز را صوری و غیرواقعی اعلام نمود اما ایشان و سایر دولتمردان در قبال افزایش موشکی شاخص بورس هیچگونه شتاب یا وحشتی از خود نشان نمی‌دهند که همین موضع‌گیری افراد خبره را به صرافت انداخته که نکند فعلی‌ها هم مثل قبلی‌ها فقط نگران پایین آمدن باشند اما بالارفتن بهرطریق را واجب کفائی می‌دانند.

اما نگاهی به بازار مسکن، سکه، طلا و ارز و مصاحبه رئیس کل بانک مرکزی نشان می‌دهد که اتفاقاً برعکس این تحلیل سایر بازارها نیز کماکان به قوت خود باقی هستند! مثلاً دلار در آستانه انتخابات 33.000 ریال بوده که در حال حاضر کمتر از 30.300 ریال قابل خرید نمی‌باشد یعنی حداکثر 8 درصد کاهش یافته است و یا سکه آزادی هشتصد و پنجاه هزار تومانی در حال حاضر نهصد و چهل و نه هزار تومان است (کمتر از 4 درصد کاهش). لذا با مقایسه این اقلام و حاصل بررسی آن با شاخص بورس و تدقیق در ظرفیت تولیدی کارخانجات و حتی ارقام حاصل از صادرات ارزی آنان (در قبال بدهیهای ارزی آنان که متأسفانه نرخ ارز قابل بازیافت بدهیهای ارزی آنان نیز چندان شفاف و روشن نیست) موید آن است که شاخص اضطراب دارد و اضطراری است!! یعنی حباب در آن وجود دارد!! فراموش نکنید که شیر پاک خورده‌ای در آستانه 1383 آن نامه معروف جورج دبلیو بوش به دبیرکل وقت بورس تهران در مورد حبابی بودن سهام را نوشت اما همگان فقط خندیدیم اما پس از حداکثر 5 ماه بعد همه گریان شدیم!! آن موقع هم برخی‌ها می‌گفتند اینجوری ننویسید بر علیه بازار سرمایه است و اعتماد عمومی سلب می‌شود غافل از اینکه آن حرکت مذموم، مشکوک و متقلبانه آن سالها برای مدت بیش از 5 سال اعتماد عمومی را از بازار سلب نمود لذا حق داریم نگران باشیم به ویژه آنکه هیچ دستی در سفته بازی و سهم بازی هم نداریم!

وقتی شاخص بورس از 47.000 واحد در 26/3/1392 به 69.000 واحد در 26/7/1392 می‌رسد آیا نباید هیچ عقل سلیمی بیندیشد مگر امید و آرزو چقدر تأثیر بر اقتصاد دارد؟ آیا اساساً در اقتصادی «می‌توان بر اگر نشست» زیرا از قدیم گفته‌اند «براگر نتوان نشست» در حالی که کلیه دولتمردان کنونی تصویر ابهام‌آمیز و مسئله‌داری از اقتصاد ایران اعلام می‌ دارند و صندوق مالی دولت تهی می‌باشد چگونه می‌توان انتظارات سفته‌بازارن را جانشین عقل و تدبیر در اقتصاد بورس نمود؟ و مثلاً دلخوش کنیم که روزی که ما آمدیم شاخص 8.000 واحد بوده و اینک که آن را ترک می‌کنیم 69.000 واحد است پس ملت صلوات بفرستید در حالی که بزرگترین کارخانجات خودروئی عملاً ورشکسته و بانکهای کشور در صورت لحاظ ذخایر مناسب معوق و ... چیزی در چنته ندارند!!

نگارنده نیز اعتقاد دارد که جو مناسب و امید پس از دولت تخریب امیدهای بسیاری را بویژه برای سفته‌بازان و ثروت‌اندوزان کاغذی فراهم آورده اما واقعیت نشانه‌ها و علائم نگران‌کننده‌ای نیز وجود دارد که حتی در صورت حل مناقشه تحریم، کشور عملاً نیازمند رقمی حدود 200 میلیارد دلار جهت انجام تعهدات شروع‌ شده، تکمیل پروژه‌های عمرانی و توسعه منابع نفت و گاز دارد که منبع آن حداقل تاکنون روشن نیست. نگاهی به تغییرات شاخص که عمدتاً ناشی از تغییرات و فعل و انفعالات گروه معدنی، پتروشیمی و نفت و گازست که عموماً هم بتازگی وارد بورس شده‌اند این شبهه را فراهم می‌سازد که شاید مدیران دولتی بنگاههای باصطلاح خصوصی شده در پی یافتن کلاه از نمد سهام هستند که قرائن هم آن را تشدید می‌کند.

بطور مثال در حالی که طبق روال سنتی ماههای نخست هر سال اساساً فعالیت اقتصادی چندانی در کشور صورت نمی‌گیرد (بویژه آنکه بودجه سال 1392 تا ماه اردیبهشت هم به تصویب شورای نگهبان نرسیده بود) اما شاهد آن بودیم که در دو ماه نخست سال 1392 شاخص بورس پنج هزار واحد رشد کرد و این در حالی بود که حداقل تا یک هفته قبل از انتخابات بسیاری بر آن بودند که محافظه‌کاران و تندروان برنده انتخابات خواهند بود مگر آنکه قبول کنیم شاخص بورس یک عدد کمی نیست بلکه پدیده‌ای است دارای هوش مصنوعی و عقل و تدبیر که از همان آغاز سال برنده انتخابات خردادماه را پیش‌بینی و آثار آن را در شاخص سه ماهه اول سال لحاظ کرده است!!

یادآور می‌شود اساساً بورس ایران از همان ابتدای سالهای تجدید حیات دوباره (دهه 1370)، تحت تأثیر چند نماد اصلی قرار داشته به طوری که در حال حاضر حداکثر 5 صفت اصلی جلودار و یا عقب‌دار شاخص هستند که این موضوع در بلندمدت هر بورسی را آسیب‌پذیر می‌سازد اما ظاهراً متولیان بورس در ایران آن را یک مزیت تاریخی می‌دانند!

/ 0 نظر / 45 بازدید