بورس از حسابرسان چه می‌خواهد

بورس از حسابرسان چه می‌خواهد

قانون بازار اوراق بهادار مصوب 1/9/1384 لازم‌الاجرا از 1/1/1385 برای هیات مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار وظایف متعددی را برشمرده که مهترین آن وفق بند (11) ماده (6) قانون فوق عبارتند از ک

اتخاذ تدابیر ضروری و انجام اقدامات لازم به منظور حمایت از حقوق و منافع سرمایه‌گذاری در بازار اوراق بهادار علیرغم آنکه سازمان بورس مقام ناظر بازار سرمایه است در 22 بند وظایف هیات مدیره صرفاً بندهای (2، 14 و 18) آن به موضوع نظارت (یعنی مهترین وظیفه سازمان پرداخته است) از طرف دیگر در 16 بند وظایف شورایعالی بورس نیز صرفاً در بند (1 و 7) ماده (4) آمده است نظارت بر فعالیت و رسیدگی به شکایت از سازمان. از موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ظاهراً تحت عنوان تشکل‌های خودگردان ذکر نام شده و مقررات مربوط به موسسات حسابرسی در دستورالعمل اجرائی ماده (3) آن انتشار یافته است.

 از سال 1382 سازمان بورس کراراً موضوعی تحت عنوان رتبه‌بندی موسسات حسابرسی معتمد بورس را مطرح و عملاً در حال حاضر طبق یک دستورالعمل خاص که در هیچیک از بورسهای جهان وجود ندارد اقدام به رتبه‌بندی موسسات ‌حسابرسی می‌نماید. البته برای آنانی که میدانند فدراسیون بین‌المللی بورس‌های جهان، بورس ایران را عضو نمیداند جای شگفتی نیست که سازمان بورس مقررات خاصی داشته باشد که با مقررات همه بورسهای جهان تفاوت داشته باشد چرا که اساساً ما در اقتصاد ایران شاهد رویدادهایی هستیم که فقط در اقتصادهای نظیر بورکینافاسو قابل مشاهده است. از جمله موارد رتبه‌بندی موسسات حسابرسی نوع مدرک تحصیلی، سابقه تدریس در مراکز آموزش، دارابودن تالیفات میباشد که در هیچیک از بورسهای جهان حسابرسان را با چنین مواردی نمی‌سنجند. بطور مشخص یکی از برجسته‌ترین حسابرسان عضو سازمان حسابرسی با بیش از سی سال سابقه دارای تالیف علمی نبوده و لیسانس نامبرده نیز حسابداری نیست ولی لیسانس مرتبط با حسابداری بوده و با همین مدرک هم رتبه مدیر حسابدار در سازمان، و عضو اولین گروه پذیرفته‌شدگان حسابداران رسمی بوده اما از دیدگاه مقام ناظر بازار سرمایه و کسانی که صرفاً معلومات کتابی در حسابرسی دارند امتیازات تحصیلی نامبرده صفر اعلام شده!! اما فارغ‌التحصیل رشته حسابداری فلان مرکز آموزش دورترین منطقه جغرافیائی کشور امتیاز کامل رشته تحصیلی را با کمترین سابقه حسابرسی اخذ نموده است!! نگاهی منصفانه به اینگونه قضایا شاید ما را بآنجا برساند که چنانچه اینگونه موارد (نظیر موارد ابداعی قانون کار و وزارت کار) به فدراسیون بین‌المللی بورسهای جهان منعکس شود آیا آنها حاضر به حضور بورس ایران در بورسهای جهان خواهند بود! آیا نمیتوان با این ادعا که بورس دولتی است و اینگونه موارد دستورالعمل دولتی است با بورس به مقابله برخاست. وقتی سازمان بورس امریکا و سازمان نظارت بر شرکتهای سهامی عام (PCAOB) رسماً اعلام داشته‌اند که ما هیچگونه نظام رتبه‌بندی در مورد موسسات حسابرسی نداریم و فقط برخی نشریات حرفه‌ای براساس درآمد سالانه این موسسات را رتبه‌بندی می‌کنند، اصرار سازمان بورس در مورد رتبه‌بندی موسسات چه میباشد؟ آیا بورس هم به مصداق آن طرفی که میخواهد به زور مردم را به بهشت ببرد میخواهد با زور و یا علی موسسات حسابرسی را رتبه‌بندی و یا ادغام کند!! در پاسخ به کسانی که معتقدند ما مقلد بورس امریکا نیستیم و ساز وکار اقتصاد امریکا سنخیتی با اقتصاد ایران ندارد بعنوان همدردی باید گفت پس چرا در مورد رتبه بندی بورس امریکا بعنوان ارباب وولینعمت بورسهای جهان را قبول ندارید اما تئوری چرخش حسابرسان را از همین بورسی که آنرا قبول ندارید عاریه کرده و علیرغم تجدید نظر سازمان بورس امریکا و سازمان نظارت بر شرکتهای سهامی عام ، هنوز به تئوری جرخش چسبیده اید!

بررسی اجمالی بورسهای پیشرو نشان میدهد که سازمانهای بورس دغدغه خود را نظارت بر فعل و انفعالات بازار سرمایه قرار داده‌اند و وظیفه اصلی خود را با سایر وظایف فرعی تعویض نمیکنند. چگونه سازمانی که ادعای نظارت بر بازار سرمایه دارد در سنوات اخیر متوجه جهش‌های نجومی بادکنکی سهام که (اساساً ارتباطی هم به گزارشات حسابرسی آنها نداشته) نشده وحتی بسیاری از کارکنان آن در این جهش‌ها خیر و منفعت هم داشته‌اند، نشده اما نگران تعداد کارکنان موسسات حسابرسی و حق بیمه کارکنان شاغل در این موسسات میباشد؟!! هشدار نگاترنده به رئیس جدید سازمان بورس بر آنست که با طناب پوسیده برخی از کارشناسان به چاه ویل نظارت خودخوانده گرفتار نشود که چنانجه نظارت بورس شامل پورتفولیو سهام این برخی ها شود ، آنوقت نگرانی پیرامون بندهای حسابرسی بیشتر مشخص خواهد شد.

/ 0 نظر / 54 بازدید