چشم انداز بازارهای مالی در ایران

 

غلامحسین دوانی

حسابدار رسمی

چشم انداز بازارهای مالی در ایران

مختصات ویژه اقتصادی- اجتماعی ایران باعث شده در شرایط که تحریم‌‌های بین‌المللی فشارهای ویژه‌ای را به بخش اقتصاد وارد کرده و علیرغم آنکه عملاً بخش‌هایی از اقتصاد بویژه تولیدات صنعتی روندی قهقهرائی را می‌پیمایند کماکان بازار سرمایه مشاقان خاص خودرا دارد. ارزش معاملات سهام در بورس در سال 1391 معادل 110 هزار میلیارد تومان (حدود 72 میلیارد دلار) و ارزش بازار سهام در پایان همین سال معادل 215 هزار میلیارد تومان (حدود 85 میلیارد دلار) بوده در حالی که ارزش بازار بورس و فرابورس در ابتدای سال 1391 نیز معادل 85 میلیارد دلار (براساس نرخ ارز آزاد) بوده است. یعنی در واقع آسیب‌پذ یری بخش اقتصاد و تولید از نوسانات ارزش در بورس کاملاً مشهود است زیرا علیرغم آنکه مبلغ ریالی معاملات و ارزش بورس بالا رفته اما رشد شتابان نرخ ارزش، بورس را در مسابقه ماراتن افزایش قیمت‌ها از نقش انداخته است. باید تأکید نمود که بورس بخشی از اقتصاد کشور تلقی می‌شود و اقتصاد نقش هادی و هدایتگر بورس را برعهده دارد و نه بالعکس.

لذا تغییرات فاحش اقتصادی منجمله تغییر نرخ ارز عملاً تأثیرات مخربی را بر بورس تحمیل نموده که آثار اصلی آن در سال 1392 هویدا خواهد شد. از سوی دیگر میدان ضعیف عمق بورس ایران که عملاً در اختیار ده شرکت عمده هلدینگی قرار دارد آن را در مقابل نوسانات این ده شرکت بشدت آسیب‌پذیر نموده. به رغم آنکه مقطعی هم همین ده شرکت توانائی بالا کشیدن شاخص‌ها را دارند!

بطور مثال مجموعه شرکتهای ملی صنایع مس ایران، فولاد مبارکه و مخابرات که عملاً دولتی تلقی می‌شوند در عمل هدایت‌کننده اصلی شاخص‌ها به شمار می‌روند. مضافاً بر آنکه ده شرکت اصلی سکاندار بورس بوده که نیمی از ارزش بورس بدانها تعلق دارد.

گزارش سال 2012 فدراسیون بورس جهانی عملکرد بورسهای پیشرو را در پایان سال 2012 به شرح زیر نمایش داده است:

نمایه بورس‌های پیشرو جهان سال 2012

ردیف

نام بورس

% تغییر نسبت به سال قبل

1

بورس ترکیه

6/52

2

بورس مصر

8/50

3

بورس تایلند

8/35

4

بورس آتن

4/33

5

بورس فیلیپین

38/313

6

بورس ملی هند

2/31

7

بورس بمبئی- هندوستان

2/26

8

بورس لهستان

8/24

9

بورس آلمان

2/24

10

بورس دانمارک

2/24

بدیهی است چنانچه بخواهیم بر مبنای ارزش برابر پول ملی و دلار امریکا این عملکردها را با بورس ایران مقایسه کنیم، عملکرد بورس ایران بر مبنای نرخ آزاد طی دوران سال 1391 عملاً منفی بوده است! در حالی که ظاهراً شاخص به بالاترین مقدار تاریخی خود نیز رسید! این در حالی است که براساس گزارش فوق الاشاره نرخ متوسط بازدهی بورس‌های جهان براساس نرخ دلار امریکا بین 5/12 درصد (امریکا)، 1/13 درصد (آسیای پاسیفیک)، 1/16 درصد بورسهای اروپا، خاورمیانه و افریقا بوده است.

در فرابورس نیز وضعیت مشابهی حاکم است به طوری که یکی از بچه‌های شرکت مخابرات (ارتباطات سیار) همچون مادر خود وزنه اصلی این بازار بوده و ارزش سهام ده شرکت بزرگ این بازار معادل 82 درصد ارزش کل فرابورس می‌باشد. اگرچه بسیاری این نکته را مثبت می‌دانند اینجانب برخلاف عقیده دارم که اتفاقاً چشم اسفندیار بورس ایران در احاطه قرار گرفتن ده شرکت که حداقل 6 تا 7 آنها رسماً دولتی و بقیه هم توسط شبه دولتی‌ها هدایت می‌شوند. (امری که در بورسهای موفق وجود ندارد). این موضوع ثابت می‌کند که اتفاقاً نباید به افزایش شاخص که حاصل کار این شرکتها می‌باشد دلخوش کرد.

نکته حائز اهمیت دیگر اختلاف آمارهای ارائه شده می‌باشد که عملاً پشتوانه تحلیلی را تضعیف می‌کند به طوری که آمار اولیه فوق که در مصاحبه رئیس کل بورس بیان شده با آمار مندرج در گزارش بازار اوراق بهادار اسفندماه 1391 تفاوت قابل ملاحظه‌ای را نمایش می‌دهد. گزارش بازار در هفته پایانی سال 1391 و مقایسه آن با بورس امریکا شامل موارد ذیل بوده است:

مقایسه عملکرد بورس ایران و امریکا 2012-1391

ردیف

شرح

گزارش بازار ایران

گزارش بازار امریکا

1

ارزش کل بازار (میلیارد دلار)

85

23.193

2

ارزش کل معاملات سال 1391

72

25.679

3

تعداد سهام و حق تقدم معامله شده (میلیون سهم)

80.156

 

4

دفعات معامله

5.234.198

1.374.539.000

5

تعداد خریداران

1.835.500

 

6

تعداد روزهای فعالیت

239

351

7

تعداد شرکتهای بورسی

322

2.433

8

اوراق مشارکت (میلیارد تومان)

2/7

26.100

 

متوسط معامله (دلار)

06/1

9.640

 

نرخ متوسط عملکرد سال (%)

 

5/12

جالب آنکه تدقیق در افزایش بهای سهام بسیاری شرکتهای بورسی نشاندهنده افزایش نرخ ارز در سبد داراییهای ثابت آنان است یعنی داراییهای ثابت (بویژه زمین، ساختمان (ماشین‌آلات) ارزی) در عمل برای مقابله با کاهش ارزش پول ملی عملاً با نرخ ارز جدید محاسبه و مورد انتظار سهامداران قرار می‌گیرند که این پدیده تورم قیمتی را در این خصوص تشدید کرده اما در یک دوره حداکثر 2 الی 3 ساله و شاید هم کمتر در شرایط ایران، بعلت فاصله گرفتن ارزش داراییها با توان خرید سرمایه‌گذاری بعدی، این بازارها نیز دچار رکود و سقوط خواهند شد. زیرا در سال 1390 بخش تجارت پول همزمان با رکود فعالیتهای اقتصادی تولید، چنبره اقتصاد را مجدداً به چنگ گرفت که عملکرد این بخش همیشه در اقتصاد کشور ویرانگر بوده و مُبلغ و منادی کاهش ارزش پول (از طریق استفاده از ارز گران شده) هستند. اینان فراموش می‌کنند که جان مینراد کینز یکی از چهار اسطورۀ اقتصاد جهان (دیوید ریکاردو، آدام اسمیت، کارل مارکس و جان مینارد کینز)، درباره کاهش ارزش پول گفته است: "برای واژگون کردن اساس یک مملکت، هیچ وسیله‌ای ظریف‌تر و مطمئن‌تر از کاهش ارزش پول رایج نیست – تنزل ارزش پول رایج، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی بکار می‌گیرد و این عمل را به ‌گونه‌ای انجام می‌دهد که حتی یک نفر از میلیون‌ها نفر متوجه آن نمی‌شود."    

«نتیجه آنکه رشد شاخص که بر موج افزایش نرخ ارز سوار شده نمی‌تواند بعنوان یک عامل تعیین کننده در بورس مد نظر قرار گیرد. به طوری که گفته می‌شود رشد یا سقوط شاخص، سود یا زیان مشخصی را برای سهامداران به ارمغان نخواهد آورد. اما برای تحلیل اقتصادی این شاخص می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و لاغیر.»

تغییر نگرش مسئولان بورس و سرمایه‌گذاران در بورس از سودآوری شرکتها به تجدید ارزیابی دارائیها براساس ارز آزاد حرکتی خطرناک که آینده بورس را بخطر خواهد انداخت. در واقع جهش قیمت ارز باعث شده بودجه شرکتهای بورسی با تغییرات چندبرابری (بجای چنددرصدی) مواجه گردیده لذا مدیران بنگاههای بورسی از یک طرف و نگرش مسئولان بورس در توجیه این اقدامات که روی‌آوری به ارزش جایگزینی داراییهای ترازنامه‌ای اقدامی نابخردانه می‌باشد زیرا حتی با تغییر ارزش داراییها نمی‌توان سودآوری آنها را تغییرداد. چونکه هر کس با الفبای اقتصاد و حسابداری آشنا باشد می‌داند که سودآوری نتیجه گردش مطلوب داراییها می‌باشد و قیمت داراییها در این گردش موثر نمی‌باشد مثلاً اگر ارزبری خط تولید یک کارخانه پتروشیمی 1000 واحد  که هر واحد آن 10 ریال بوده خریداری شده باشد و حالا با تغییر هر واحد به 30 ریال اگرچه می‌توان قیمت آن دارائی را با تجدید ارزیابی به 30.000 واحد ثبت کنیم اما چون گردش داراییها حول فرآیند همان تولید قبلی است لزوماً با افزایش فروش و یا افزایش سود مواجه نخواهیم شد مگر آنکه نرخ فروش هر واحد تولیدی تغییر کند که این تغییرات نیز چون سلسله‌وار صورت می‌گیرد (قیمت مواد اولیه و مزد هم تغییر خواهد کرد) لذا الزاماً نباید انتظار تغییر سود به نسبت تغییر قیمت دارائی‌ها را داشته باشیم. از طرف دیگر تجدید ارزیابی داراییها و عدم تناسب آن با سودآوری بازار را با مشکل خروج سرمایه‌داران و روی‌آوری به بازارهای موازی پولی- مالی و سودهای تضمین شده 21 درصد یکساله سوق خواهد داد. نگاهی به عملکرد بورس ایران نشان می‌دهد که متأسفانه در بورس ایران بجای ایجاد فرهنگ توسعه‌ای بلندمدت و انتظار سهام‌داران به سرمایه‌گذاری خانوادگی بلندمدت عملاً نگرش سفته‌بازی و «بزن برو» توسط عده‌ای معدود از بازیگران بازار بورس که خوشبختانه اسامی همه آنها وجود دارد و برخی اشخاص حقوقی در قالب شرکتهای سرمایه‌گذاری در بورس جا انداخته شده بهمین علت مردم بطور عموم بدرستی از ورود به این بازار خودداری کرده‌اند چون رمز و راز آن را نمی‌دانند. شاید بهمین دلیل باشد که بازار پرریسک و پرنوسان بورس از سال 1368 تاکنون نتوانسته در جذب سهامداران حقیقی و جلب اعتماد عمومی توفیق درخشانی داشته باشد. کارشناسان بازار سرمایه اعتقاد دارند عامل اصلی و جک یدک‌کش شاخص بورس صرفاً آثار افزایش نرخ ارز و سودآوری آتی بنگاهها نمی‌باشد بلکه عده‌ای از بازیگران بازار سرمایه (سرمایه‌گذاران بزرگ و حقوقی) برای جا نماندن از سایر بازارهای رقیب (به ویژه سودهای تضمین بانکها، بازارهای رقابتی و اوراق مشارکت و ...) و برای حفظ ارزش سرمای‌گذاریهای خود در قبال کاهش مداوم ارزش پول ملی و کاهش زیانهای خود و احتمالاً شناسائی سودهای کاذب راهکاری مگر حمایت از بورس حتی به قیمت جوسازی رسانه‌ای و همچنین خرید سهام‌های ارزان شده باعث شده‌اند از یک طرف سرمایه‌گذارانی که درصدد خروج از این بازار هستند مردد شوند و از سوی دیگر با بازارسازی کاذب قیمت سهام را در روزهای پایانی سال افزایش دهند تا علاوه بر دسترسی به سود بتوانند از لحاظ کاهش ارزش سهام در ترازنامه‌هایشان خودداری کنند. به طور مثال کدام کارشناسی است که باور کند سهام بانکها می‌تواند دچار افزایش شود در حالی که بنا به اظهار مقامات رسمی و قضائی کشور بیش از 120 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی وجود دارد که در ترازنامه هیچ بانکی اثری از ذخائر متناسب با این معوقات وجود ندارد (در این مور باید دست مریزاد خوبی نصیب هم حسابرسان و هم مقامات ناظر بازار شود). این موارد فارغ از توصیه‌های دولتی و غیردولتی به نهادهای سرمایه‌گذاری (که عمدتاً هم دولتی هستند) جهت خرید مجدد جمع آوری سهام عرضه شده می‌باشد. البته نگارنده اعتقاد دارد اگر قرار باشد صرفاً به بالا کشیدن شاخص‌ها امیدوار باشیم و بخواهیم بهرطریق شاخص‌ را بالا نگهداریم می‌توانیم از طریق انعقاد قرارداد با شرکتهای سازنده ماشین آلات سفارش خرید یک «جک پمپاژ» جهت بالا نگهداشتن شاخص را بدهند. بهرحال واقعیت آن است که بازارهای مالی در حال حاضر دچار مشکل نابسامانی گردید و ریسک در این بازار از متوسط ریسک جهانی بالاتر رفته و اتکای به شاخص ریالی در شرایط فعلی فریبنده خواهد بود زیرا عملاً بازار دلاری در سراسر بازارهای مالی، پولی و عمده‌فروشی کالاها حاکمیت یافته است.

با توجه به نکات پیشگفته متولیان بازارهای مالی باید از بالارفتن یا بالابردن شاخص بهر قیمت اجتناب و اجازه دهند بازارهای، روال طبیعی خود را حتی با کاهش شاخص ادامه دهند تا سهام‌ها قیمت واقعی خود را بیابند.

/ 0 نظر / 6 بازدید